![]() نتیجه ی گمگشتگی نفس اینست که مدام به بعدمادی و جسمی بدن توجه کنیم ولی بعدروحی راازیادببریم(هیچ عذابی بدترازغفلت نیست). زنده یاد حجة الاسلام رضا ابوالقاسمی پور.
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 پیوندها
هيئت روضه العباس
دست نوشت نگاهم برای تو آخرالزمان آب_ آيينه پیاده تاعرش بهشت گمشده عطرگل ياس قلم ما به دنبال خويشتن خويش پيامبر اعظم زیر چتر خدا درد شكفتن براي او عشق يعني..... حقيقت مثل كف دست زخم فدك یه پوتین یه پلاک مذهبی فرهنگی نقطه سرخط بچه زنده زيرسايه ي خدا سايه ي طوبي ناگفته هاي اميرحسين آب - آيينه هيئت محبين الائمه مظهر ایمان همسفر شعر و متون ادبی نوای دل چراغ دستی برو بچه های التماس دعا (شائق) سوز عشق التماس انواع برنامه . بازی و.... برای موبایل فریاد بی صدا :: طراح قالب:: |
زیر چتر خورشید
خداشناسی (نوشته ی مهدی 12 ساله )
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
روزی مردی که خیلی اهل خدا بود خواب دید که یک نور آمد و به او گفت : تو آدم خوبی نیستی ، و مرد هنگام برخاستن از خواب از خود پرسید که چرا آدم خوبی نیست و با خود گفت حتما برای این است که به کسی کمک نمی کنم و رفت و به یک مستضعف کمک کرد اما باز آن خواب را دید . از خود پرسید : من با پول کمی که داشتم به مستضعفان کمک کردم چرا دوباره آن خواب را دیدم . او تصمیم گرفت هنگامیکه دوباره آن خواب را دید از نور بپرسد که چرا آدم خوبی نیست . روزها گذشت تا اینکه آن نور به خوابش آمد . اینبار مرد سوالش را پرسید و آن نور شخصی را به او معرفی کرد . مرد رفت و موضوع را برای او گفت . آن شخص از او پرسید که آیا شما خدا را قبول دارید ؟ مرد پاسخ داد : بله ، مگر می شود کسی خدا را قبول نداشته باشد . آن شخص پرسید : پیامبران و امامان را چطور آنها را می شناسی ؟ مرد پاسخ داد : نه نمی شناسم ، آنها کیستند ؟ او گفت : پیامبران و امامان کسانی هستند که خدای متعال را به یاد عالمیان آوردند و خصوصیات آنان را بیان کرد و مرد گفت : درست است من از الآن به بعد پیامبران و امامان را قبول دارم . مرد خوابگذار گفت : با گفتن فقط که نمی شود باید از ته دل قبولشان داشته باشی . مرد از خود ناراحت شد که چرا اینهمه سال موضوعی به این مهمی را ندانسته و از آن به بعد پیامبران و امامان را بخوبی شناخت . پس از مدتی دوباره آن نور را در خواب دید و به او گفت که تو اکنون یک خداپرست واقعی هستی . نتیجه گیری : خداپرست آن نیست که فقط خدا را قبول داشته باشد بلکه باید پیامبران و امامانش را نیز قبول داشته باشد و رهرو راه آنان باشد . نویسنده : مهدی
فلسفه ی غیبت
ب ) آمادگی فرهنگی و صنعتی :
بر هیچ انسان عاقلی مخفی نیست که گرد آوردن تمام مردم جهان در زیر یک پرچم و کوتاه ساختن دست زورمندان و قلدران در همه جا و گستردن تعلیم و تربیت در آخرین حد امکان در همه ی سطوح و تفهیم کامل این مساله که اختلاف زبان ، نژاد، منطقه ی جغرافیایی و مانند آنها ، دلیل بر این نیست که مردم جهان نتوانند همانند برادران در یک خانواده ، زندگی کنند و در صلح و برادری و عدالت زیست نمایند . به هر حال فراهم ساختن یک اقتصاد سالم و کافی برای همه ی انسانها ، نیاز به رشد فرهنگی و بالا رفتن دانش بشری از یک سو و تکامل وسائل صنعتی از سوی دیگر دارد ،وسائلی که بتواند پیوند سریع و نزدیک و دائمی میان تمام نقاط جهان برقرار سازد که آنهم بدون گذشت زمان ممکن نیست . از روایاتی که شکل زندگی مردم جهان را در عصر قیام حضرت مهدی (عج) ترسیم می کند استفاده می شود که پیشرفت تکنولوژی و صنعت مخصوصا صنایع حمل و نقل و ارتباطی ، در آن عصر چنان خواهد بود که قاره های بزرگ جهان عملا به صورت چند شهر نزدیک به هم در می آیند و شرق و غرب حتی حکم یک خانه را پیدا می کنند و مشکل زبان و مکان به کلی حل می شود . ادامه دارد
ادامه ی فلسفه ی غیبت
چند نوع آمادگی لازم است تا حضرت حجت (عج) ظهور کند و طرح حکومت حق و عدل را ارائه نماید وگرنه بدون چنین آمادگی ها ظهور امام مثمر ثمر نخواهد بود و آن آمادگی ها عبارتند از : الف ) آمادگی روانی ب) آمادگی فرهنگی و صنعتی ج) آمادگی از حیث نیروی ضربتی انقلابی
الف ) آمادگی روانی : مردم جهان باید به قدر کافی تلخی این وضع نابسامان و بی عدالتی ها را درک کنند . باید نارسایی و ضعف قوانین بشری را برای اجرای عدالت اجتماعی لمس کنند . باید این حقیقت را بیابند که تنها در سایه ی اصول و پیوندهای مادی و ضمانت اجرایی موجود و مقررات خودساخته انسان ها مشکل جهان حل نمی شود، بلکه مشکلات هر روز متراکم تر و به گونه کلاف سر در گمی پیچیده تر می شود . مردم جهان باید به این حد از رشد اجتماعی برسند که بفهمند پیشرفت تکنولوژی الزاما به معنای پیشرفت بشریت و تامین خوشبختی انسانها نیست ، بلکه تکنولوژی پیشرفته تنها در صورتی ضامن نیکبختی و سعادت است که زیر چتر یک سلسله اصول معنوی و انسانی استواری یابد ، وگرنه همانگونه که بارها دیده ایم ، بلا آفرین بوده و مایه ی ویرانگری است . مردم جهان باید بدانند ، صنایع اگر به صورت بتی درآیند ، بر حجم مشکلات کنونی می افزایند و به ابعاد ویرانی و ضایعات جنگها وسعت می بخشند . بالاخره مردم جهان باید تشنه شوند و تا تشنه نشوند به سراغ چشمه های آب نمی روند . به تعبیر دیگر ، تا در مردم جهان تقاضایی نباشد ، عرضه هر نوع برنامه اصلاحی مفید و موثر نخواهد بود ، چراکه قانون ، عرضه و تقاضا ، بیش از آنچه در مسائل اقتصادی مورد توجه باشد ، باید در مسائل اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. ادامه دارد .
میر مهر
خانه ات را حلقه بر در می زنم گرد بام خانه ات پر می زنم آنقدر در می زنم این خانه را تا ببینم روی صاحب خانه را تا به عشق خود اسیرم کرده ای از علایق جمله سیرم کرده ای من به غیر از تو ندارم هیچ کس مهدی زهرا به فریادم برس
فلسفه ی غیبت
۴- قدر شناسی : انسان عموما نهادش بر این استوار است که تا هنگامی که به فراق چیزی مبتلا نشود آن را ارج نمی نهد و تا مدتها سرابها او را به خود مشغول نسازند ، به چشمه ی حیات ، عنایت چندانی ندارد . غیبت امام عصر نیز از این قبیل است که پس از آنهمه قدر ناشناسیهایی که نسبت به اجدادشان (علیهم السلام ) روا داشتند ( آنچنانکه گروهی تکذیبشان کردند و دسته ای به قتلشان کمر بستند ) از میان آدمیان رخ برتافت و این چنین سرود که : حال که گوهر گرانبها را درهم شکستید ، به حرمان آخرینشان گرفتار آئید ، تا تنگنای ظلمت ناشی از فراق این چشمه ی آفتاب ، شما را بر آن دارد که به هنگام ظهورش از آن گوهر شبچراغ نور فراوان برگیرید. 5-آمادگی پذیرش : برای تحقق یک انقلاب همه جانبه در سطح جهان تنها وجود یک رهبر شایسته کافی نیست ، بلکه آمادگی عمومی نیز لازم است و متاسفانه دنیا هنوز آماده ی پذیرش حکومت حضرت مهدی (عج) نشده است ، زیرا صرف اینکه ظلم و ستم عالم را فراگرفته کافی نیست که امام ظهور کند ، چرا که ظلم یکی از اسباب آمادگی مردم است و هرگاه چنین آمادگی فراهم آید ، ظهور قطعی و حتمی خواهد شد : برنامه ی قیام و انقلاب حضرت مهدی (عج) همانند برنامه ی قیام همه ی پیامبران الهی ، از راه بهره گیری از وسائل و اسباب طبیعی انجام می گیرد و هیچ گاه اعجاز اساس آن را تشکیل نمی دهد . معجزات جنبه ی استثنایی دارند و در روند برنامه های اصلاحی رهبر آسمانی ، جز در موارد استثنائی دخالت نخواهد داشت . به همین دلیل همه ی انبیاء از سلاح روز ، تربیت افراد لایق ، مشورتهای لازم ، طرح نقشه های موثر ، تاکتیکهای نظامی حساب شده و بالاخره فراهم ساختن هرگونه امکان مادی و معنوی برا ی پیشبرد هدفشان استفاده می کردند و در انتظار این نمی نشستند که هر روز معجزه ای واقع شود و دشمن یک گام عقب نشینی کند و یا دوستان در پرتو اعجاز هر روز در مسیر تکامل گامی بردارند . بنابراین ، اجرای طرح حکومت حق و عدالت در سطح جهانی نیز باید با استفاده از وسایل مادی و معنوی لازم ، تحقق پذیرد و اعجاز تنها در موارد استثنایی است . به تعبیر دیگر حضرت مهدی (عج) آئین و مذهب جدیدی با خود نمی آورد ، بلکه او طرحهای انقلابی اجرا نشده ی الهی را به مورد اجرا می گذارد ، رسالت او تنها ابلاغ و انذار و تعلیم و تربیت و توصیه و تذکر نیست ، بلکه اجرای همه ی اصولی است که به ظلم و ستم و تبعیض ، در سایه ی حکومت علم و ایمان پایان می بخشد . مسلما اجرای این طرح بدون آمادگی یا آمادگی ها ممکن نیست . حداقل چند نوع آمادگی لازم است تا آن حضرت ظهور کند و طرح حکومت حق و عدل را ارائه نماید وگرنه بدون چنین آمادگی ها ظهور امام مثمر ثمر نخواهد بود ، یعنی همانند اجداد طاهرش (علیهم السلام ) موفق به اجرای طرحهای خود نخواهد شد ، و آن آمادگی ها عبارتند از : الف ) آمادگی روانی ب ) آمادگی فرهنگی و صنعتی ج) آمادگی از حیث یک نیروی ضربتی انقلابی
ادامه دارد .
فلسفه ی غیبت
- بیعت نکردن با ستمکاران : یکی از فواید و حکمتی که برای غیبت آن حضرت در روایات نقل شده ، موضوع محفوظ ماندن از معاهده و بیعت با ستمکاران است چون زمان ظهور حضرت ، بیعت احدی بر عهده ی او نیست و او با احدی پیمان عدم تعرض نبسته است تا در حین قیام نتواند علیه آن شخص قیام کند و یا گفته شود که آن حضرت پیمان شکسته است . حسن بن فضال می گوید : علی بن موسی الرضا (علیه السلام ) فرمود: گویا شیعیانم را میبینم که هنمگام مرگ سومین فرزندم ( امام حسن عسکری علیه السلام) در جستجوی امام خود همه جا را می گردند ، اما او را نمی یابند . عرض کردم برای چه یا بن رسول الله( صلوات الله علیه و آله ) ؟ فرمود : برای اینکه امامشان غایب می شود ،عرض کردم چرا غایب می شود ؟ فرمود : برای اینکه وقتی باشمشیر قیام کرد ، بیعت احدی در گردنش نباشد .
3- نجات از قتل : یکی از حکمتها ، موضوع نجات از قتل معرفی شد ، چون دستگاه حاکم به شدت در تعقیب و جستجوی آن حضرت بود تا او را به چنگ آورده و به قتل برساند ، چاره ای جز غیبت و دوری از دسترس بودن آنها نبود . چنانکه در تاریخ آمده ، معتمد عباسی در تلاش بود که به هر قیمتی شده ، حضرت مهدی (عجل الله ) را پیدا کرده و از بین ببرد ، لذا پیوسته عمال و کارگزاران او به خانه ی امام عسکری یورش می بردند تا شاید به نیت پلیدشان جامه ی عمل بپوشانند ، اما هر بار خداوند متعال به طرقی امام را از شر این شیطان صفتان نجات می داد ، تا اینکه سر انجام در یکی از حساسترین آن یورشها ( که بی دینان چند گامی بیش با حجت حق فاصله نداشتند ) مهدی (علیه السلام ) از چشم آنان و دیگر مردم پنهان شد و به این ترتیب ، غیبت صاحب الامر آغاز گشت . بنابراین ، حداقل یکی از اسباب غیبت همین سوء نیت و قصد قتل آن امام همام بود که باعث غیبت او شد . ادامه دارد.
فلسفه ی غیبت
فلسفه ی غیبت چیست ؟ هر چیزی در این عالم از جمله غیبت امام عصر(عج) بی علت و بدون فلسفه نیست ، چرا که خدای حکیم کار عبث و بیهوده انجام نمی دهد ، لکن آن علت برای ما به نفصیل روشن نیست . چنانکه عبدالله بن فضل هاشمی می گوید: امام صادق (ع) فرمود : حضرت صاحب الامر ناگزیر غیبتی خواهد داشت ، بطوریکه گمراهان در شک واقع می شوند . عرض کردم چرا؟ فرمود ماذون نیستم علتش را بیان کنم ، گفتم : حکمتش چیست؟ فرمود : همان حکمتی که در غیبت حجتهای گذشته وجود داشت در غیبت آن جناب نیز وجود دارد ، اما حکمتش ظاهر نمی شود ، مگر بعد از ظهور او ، چنانکه حکمت سوراخ شدن کشتی و کشتن جوان و اصلاح دیوار به دست خضر (ع) برای موسی آشکار نشد ، جز هنگامی که خواستند از هم جدا شوند . ای پسر فضل موضوع غیبت سری است از اسرار خدا و غیبی است از غیوب الهی ، چون خدا را حکیم می دانیم باید اعتراف کنیم که کارهایش از روی حکمت صادر می شود ، گرچه تفصیلش برای ما مجهول است . از این حدیث شریف به خوبی استفاده می شود که علت اصلی غیبت جزء اسرار الهی است و جز ائمه ی اطهار (ع) کسی نمی داند ، آنها هم ماذون به بازگو کردن آن نبودند ، ولی در برخی روایات بعضی از حکمتهای آن بیان شده . 1 - آزمایش و امتحان : در اثر این غیبت طولانی گروهی که ایمان کافی ندارند باطنشان ظاهر می شود و گروهی که ایمان در اعماق دلشان ریشه کرده و به واسطه ی انتظار فرج ، صبر بر شدائد و ایمان به غیب ارزششان معلوم می شود و به درجاتی از ثواب نایل می شوند . موسی بن جعفر (ع) فرمود: (هنگامی که پنجمین فرزند امام هفتم غایب شد مواظب دین خود باشید ، مبادا کسی شما را از دین خارج کند . برای صاحب الامر ناچار غیبتی خواهد بود ، به طوریکه گروهی از مومنین از عقیده برمی گردند . خدا بوسیله ی غیبت بندگانش را امتحان می کند. ) برگرفته از کتاب گرانقدر سیمای آفتاب ادامه دارد
گفتگو با خدا
خوابيده بودم ؛در خواب كتاب گذشته ام را باز كردم و روزهاي سپري شده عمرم را برگ به برگ مرور كردم . به هر روزي كه نگاه مي كردم ، در كنارش دو جفت جاي پا بود. يكي مال من و يكي مال خدا . جلوتر مي رفتم و روزهاي سپري شده ام را مي ديدم . خاطرات خوب ، خاطرات بد ، زيباييها ، لبخندها ، شيرينيها ، مصيبت ها، ... همه و همه را مي ديدم . اما ديدم در كنار بعضي برگها فقط يك جفت جاي پا است . نگاه كردم ، همه سخت ترين روزهاي زندگي ام بودند . روزهايي همراه با تلخي ها ، ترس ها ، درد ها، بيچارگي ها . با ناراحتي به خدا گفتم : «روز اول تو به من قول دادي كه هيچ گاه مرا تنها نمي گذاري . هيچ وقت مرا به حال خود رها نمي كني و من با اين اعتماد پذيرفتم كه زندگي كنم . چگونه ، چگونه در اين سخت ترين روزهاي زندگي توانستي مرا با رنج ها ، مصيبت ها و دردمندي ها تنها رها كني ؟ چگونه ؟» خداوند مهربانانه مرا نگاه كرد . لبخندي زد و گفت : «بنده ی من ! من به تو قول دادم كه همراهت خواهم بود . در شب و روز ، در تلخي و شادي ، در گرفتاري و خوشبختي . من به قول خود وفا كردم ، هرگز تو را تنها نگذاشتم ، هرگز تو را رها نكردم ، حتي براي لحظه اي ، آن جاي پا كه در آن روزهاي سخت مي بيني ، جاي پاي من است ، وقتي كه تو را به دوش كشيده بودم !!!» (عرفان نظرآهاری)
دومین سالگرد ارتحال ملکوتی حجه الاسلام والمسلمین ابوالقاسمی پور و همسر مکرمه اش
گلچین سخنرانی شادروان حجه الاسلام والمسلمین رضا ابوالقاسمی پور یا صاحب الزمان ما لذت همنشینی با تو را چشیدیم آقا جان ما را از در خانه ات جای دیگه ای حواله نکن اگه نمی خوای جوابمون بدی جوابمون نده ولی بذار بمونیم در خونت ، ما تازه داریم احساس می کنیم که چقدر شیرینه با تو بودن چقدر زیباست با تو همنشین شدن یا صاحب الزمان آقاجون می دونم وصله ی ناجورم من تو رو خیلی خیلی دوست دارم اما مشکلم اینه که من به تو نمیام من با این بدی هم سنخ تو نیستم وصله ی ناجورم ولی آقا منو در خونه ی خودت نگهداری کن من تازه دارم شاد میشم در خونه ی تو معنای لذت زندگی رو دارم می فهمم من نگران قرب نسبت به تو هستم من نگران نزدیکی نسبت به تو هستم کمکم کن در خونت بمونم یا صاحب الزمان دست به دامان توایم اومدیم در خونه ی تو دستمون روهم رها نمی کنی دستی که به دامن تو آویخته شد به این سادگیها رها نمیشه من اگه خودم هم بخوام رها بکنم تو نمیذاری ، میگم آقا جان منو از در خونت نرون اما من خودم با عملم خیلی از اوقات دیگه میخوام برم تو دوباره منو میکشی به طرف مجلست میگی نرو من تو رو دوست دارم منم به تو عادت کردم منم به نزدیکی به تو مانوس شدم نرو تو اگه دوستم نداشته باشی که دعوت نمی کنی اینجوری منو نمیکشونی یه خورده به خودم امیدوار میشم اما شرمنده امیدوار از اینکه آقا نگام میکنه اما شرمنده از اینکه تا کی میخوام دلش رو بشکنم تا کی با عملم با مرامم . شادی روان پاک حجه الاسلام رضا ابوالقاسمی پور و همسر مکرمه اش صلوات.
مقدمه
به دریایی شناور ماهیی بود که فکرش را چو من کوتاهیی بود نه از صیاد تشویقی کشیده نه رنجی از شکنج دام دیده نه جان از تشنگی در اضطرابش نه دل سوزان زداغ آفتابش در این اندیشه روزی گشت بی تاب که می گویند مردم : آب ، کو آب ؟ کدام است آخر آن اکسیر جانبخش که باشد مرغ و ماهی را روانبخش گر آن گوهر متاع این جهان است چرا یا رب زچشم من نهان است جز آبش در نظر شام و سحر نه در آب آسوده وز آبش خبر نه مگر از شکر نعمت گشت غافل که موج افکندش از دریا به ساحل بر او تابید خورشید جهان تاب فکند آتش به جانش دوری آب جان از تشنگی بر لب فتادش به خاک افتاد و آب آمد به یادش ور آواز دریا چون شنفتی بروی خاک غلطیدی و گفتی اکنون یافتم آن کیمیا چیست که امید هستیم بی او دمی نیست دریغا دانم امروزش بها من که دستم کوته است او را زدامن
|